دل نوشته های یک آموزگار

مادر :روزها در حسرت تو می مانم ،غروبها به یادت می افتم ؛شبها در آتش عشقت می سوزم ....

مشکلات مدارس چند پایه ابتدایی از انکار تا واقعیت

مدت چهارده سال است که مشغول خدمت در آموزش و پرورش هستم یعنی از سال76تا زمانی که قدم در  این راه پر فراز ونشیب گذاشته ام در کلاسهای چند پایه ابتدایی مشغول تدریس بودهام از کلاسهای دو پایه گرفته تا پنج پایه کامل. دراین مدت  با تجارب و مشکلات مختلفی گریبانگیر بوده ام.


درروستاهای دور افتاده با امکانات خیلی کم ! تازه اگر هرچه تعداد پایه ها کم باشد  کار راحت تر است  درسالهای  اول خدمتم با اینگونه کلاسها سروکارداشتم ولی یکباره بامهاجرت روستاییان به شهرهاوسیاست تنظیم خانواده باعث شده که اینگونه مدارس با تعدد پایه ها  رونق بیشتری  بگیرد

تازه این تنها مشکل نیست .سخت بودن مدیریت این اموزشگاهها  ها از طرفی وآن مدارس داغون با حداقل تجهیزات ازطرف دیگر  بیشتر خود را نمایان می سازد.به عبارت دیگر آموزگار باید در این مدارس همه فن حریف باشد.مدیر باشد. معاون باشد؛آموزگار کلاس اول ،دوم،سوم چهارم،پنجم.و تازه می تو ان شغلهای دیگر را در کنار این ها مطرح کرد. [با سرانه ناچیز]. بنّایی (تعمیرات دیوارها،حیاط و تعمیرات جزئی ) نقاشی (رنگ آمیزی در ودیواروتخته سیاه) سرایداری. خدمتکاری و...

اگر بخواهیم مشکل را از اول ریشه یابی کنیم باید به آغازکار یعنی روز سازماندهی  این مدارس در آغاز سال تحصیلی بپردازیم . متأسفانه  این یک واقعیت است که هیچ یک از معلمان با تجربه و رسمی این گونه روستاها را انتخاب نمی کنند و تنها سرباز معلمان ویا حق التدریسی های تازه وارد است که اینگونه مدارس انتظار آنها رامی کشند، واقعیت این است که مسئولان آموزش وپرورش هیچ بهایی به مدیر آموزگاران و آموزگاران  این گونه مدارس نمی دهند حتی موضوع به این مهّمی را انکار می کنند. حتی یک تشکر خشک و خالی در پایان سال از این افراد نمی شود .در اداره ی ما درباره ی این موضوع هیچ کار کارشناسی نشده است.مسئله ی حقوق و دستمزد این فدا کاران عرصه تعلیم تربیت در مقایسه با سایر کارکنان آموزگاران مدارس کادر کامل واقعاً عادلانه نیست ودر این مورد باید فکری اساسی شود تا اینکه از احساس یأس و سرخوردگی  و شکست این همکاران جلوگیری شود.

 

+ رحیم پاشازاده ; ٢:۳٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٧
comment نظرات ()