دل نوشته های یک آموزگار

مادر :روزها در حسرت تو می مانم ،غروبها به یادت می افتم ؛شبها در آتش عشقت می سوزم ....

حرفهای شبانه

گاهی دلم ... .

درابعاداین شب خاموش

من ازطعم سکوت

درمتن ادراک کوچه تنهاترم ،

بیاتابرات بگویم : چه اندازه تنهایی من بزرگ است .

وتنهایی من شبیخون حجم توراپیش بینی نمی کرد وخاصیت عشق اینست ...

گفتی بی توگم می شوم بمان

ماندم ؟!

خودم درتو گم شدم .

+ رحیم پاشازاده ; ٢:۱٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()