دل نوشته های یک آموزگار

مادر :روزها در حسرت تو می مانم ،غروبها به یادت می افتم ؛شبها در آتش عشقت می سوزم ....

پاییز

موضوع انشای ما درباره پاییز است. معلّم ما به گفته است درباره پاییز انشا بنویسیم. ما انشای خود را آغاز می‌کنیم.به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود و سلام به روح پر فتوح بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی انشای خود را آغاز می‌کنم. یک سال از چهار فصل تشکیل شده است. پاییز سومین فصل سال است.من فصل پاییز رادوست دارم ،زیراکه که مدرسه هابازمی شود وما کتابهای تازه ی خود رابرمی داریم وبه مدرسه می رویم وبادوستان قدیمی خود گفتگو می کنیم ودوست تازه ای هم پیدا می کنیم،تازه ازشرکارکردن وگاوچراندون وبیگاری کردن هم راحت می شویم ،وما فصل پاییزرابا معلم جدید خود دوست داریم که اوخوب به مادرس می دهد که درآینده یه کاره ای بشویم ولی من خود بیشتر دوست دارم معلم بشوم ودر روستای خوددرس بدهم.

پاییز فصل زیبایی است که دراین فصل برگها زرد می شوند ومی ریزند وهمه جا ی طبیعت لباس زرد می پوشد ومردم کاه وکلش ها جمع کرده اند ودرصحراهیچ چیز بجزیک دشت وسیع ویک تراکتورکه اون دوردورا شخم می زند وکلاغ ها به دنبالشند نمانده است .و......   

١- انشایی که درکلاس پنجم نوشته بودم .

2- تصویر پاییزمال خودم است وازجایی برداشت نکرده ام . 

+ رحیم پاشازاده ; ٦:۱۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات ()