دل نوشته های یک آموزگار

مادر :روزها در حسرت تو می مانم ،غروبها به یادت می افتم ؛شبها در آتش عشقت می سوزم ....

عشق

عشق داغیست که تامرگ نیاید نرود.         هرکه برچهره از این داغ نشانی دارد

بی توتنها وغریبم اتاق خالی ام بی توسرده

خوبم قشنگم بدون تودل من پردرده

فضای خونه بی بوی توهیچه

صدای توهنوزاینجا می پیچه

شبهاباصدای لالایی های توخوابیدم

لالایی مادرم حالانوبت توست

توبخواب امیدم .

+ رحیم پاشازاده ; ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٩
comment نظرات ()