یک روزبرفی من

برف می بارید وبچه هاخیلی دوست داشتند برویم کوه،کوهنوردی دریک روزبرفی وبابچه هابودن خیلی باصفابود.این هم ازجذابیت های شغل معلمی است مخصوصا" کلاس های پنج پایه که صمیمیت دانش آموزان بایکدیگروآموزگارخیلی بیشتراست ودانش آموزان درخیلی ازکارهاباهم همکاری می کنند.

تلاش برای صعودبه بالای کوه

وعکس یادگاری دربالای کوه

دورنمای روستای محل تدریس من

/ 5 نظر / 24 بازدید
اسماعیل

گاهی گمان نمی کنی ولی می شود گاهی نمی شود، نمی شود که نمی شود؛ گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است، گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود؛ گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست، گاهی تمام شهر گدای تو می شود...

رضا

به به حرف ندارد . حواست به گرگها هم باشد. شاد باشید

معلم روستا

سلام چقدر خوب است که اینقدر با دانش آموزان رابطه تنگاتنگی دارید.اینگونه با دانش آموزان بودن بسیار لذت بخش است. ما مجبوریم در کلاس ها آنقدر سخت باشیم تا حداقل امر آموزش را بتوانیم اجرایی کنیم. عکس های بسیار جذابتان جذبم کرد. در پناه حق

نسرین باقری

سلام خاطره این روزبرفی هزگز ازیاد یجه ها نمی رود.. خوشحالی و شادیشان به وضوح دیدنی است.[گل]