چکنم ؟!

مرو از دست من ای یار که منم زنده به بوی تو
به گل روی تو
مروای دوست مرو ای دوست
بنشین با من و دل بنشین تا برسم مگر
به شب موی تو
تو نباشی چه امیدی به دل خسته من
تو که خامو شی بی تو به شام وسحر چه کنم
با غم تو
مروای دوست مرو ای دوست
مرو از دست من ای یار که منم زنده به بوی تو
به گل روی تو
بنشین تا بنشانی نفسی آتش دل
بنشین تا برسم مگر به شب موی تو
تو نباشی چه امیدی به دل خسته من
تو که خامو شی بی تو به شام وسحر چه کنم
با غم تو
چه کنم با دل تنها که نشد باور من
تو و ویرانی خاموشی کوهم اگر اگر چه کنم با غم تو
چه کنم با دل تنها چه کنم با غم دل
چه کنم با این درد دل من ای دل من

شاعر: اهورا ایمان

شمع می سوزد وپروانه به دورش همه شب                                        من که می سوزم وپروانه ندارم چه کنم؟

/ 4 نظر / 10 بازدید
معلم روستا

سلام شعر خوب و پر معنایی بود. دست مریزاد از انتخاب درپناه حق

نسرین باقری

سلام زیبا بود اما چرا انقدر غمگین و تنها؟[ناراحت]

..............................

سلام خوبین؟ آپم منتظرتونم نظر یادتون نره ("ولادت امام حسن مجتبی (ع) بر شما مبارک باد")[لبخند]

فرزین

امشب انگار، دگر زندگی ام باور نیست / کس به جز غصه در این خانه مرا یاور نیست سوختم در طلب دست نوازشگر و لیک / دو صد افسوس که دیگر به برم مادر نیست بی گل روی تو مادر دو جهان ویران باد / که به جز اشک زلالت به جهان گوهر نیست ساقی و میکده و جام و قدح جمله تویی / ورنه انگار شرابی به کف ساغر نیست پیر میخانه چه خوش گفت که در محفل عشق / آنکه مادر نپرستیده کم از کافر نیست آنچنان داغ فراقت به دلم آتش زد / که ز جسمم اثری از رد خاکستر نیست آسمان شبم از نور رخت روشن بود / شب تاریک مرا بی تو یکی اختر نیست رسم و آیین جهان گر همه تقدیر و قضاست / شکوه ای از ستم این فلک اخضر نیست مادرم رفت و نگاهش به دلم برجا ماند / به غریبی نگاهش نگهی دیگر نیست "وارث" از دوری مادر شب و روزش به عزاست / مرهمی بر دل غمدیده از این بهتر نیست