آجر

 مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذرد.

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب می کند.پاره آجر به اتومبیل او برخورد می کند .

مرد پایش را روی ترمز می گذارد و سریع پیاده می شود ومی بیند که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک می رود تا او را به سختی تنبیه کند.

پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره  توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی  صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب می کند.

پسرک :"اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم کسی توجه نکرد. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم.

"برای اینکه شما را متوقف کتم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم ".

مرد متاثر می شود و به فکر فرو می رود... برادر پسرک را روی صندلی اش می نشاند، سوار ماشینش مب شود و به راه می افتد ....

 در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند!

 خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند.

 اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند

/ 6 نظر / 11 بازدید
mohsen

سلام . وبلاگ خوبي داري اما اگر دوست داري آمار بازديد هات افزايش پيدا کنه توصيه ميکنم تو موتور جستجو بست ايران وبلاگ خودتو ثبت کن تا روزانه کلي بازديد داشته باشي از اين سايت . کنر از يک دقيقه هم زمان نمي بره فقط اسم و آدرس سايت و کلمات کليدي رو بايد وارد کني . اگر هم فرصت داري مي توني تمام پست هاتو ثبت کني تا بازديد هاي بيشتري وارد وبلاگت بشه . اينم آدرسش www.bestiran1.rozblog.com

فرزین

خوب بود ممنون مواظب نگاهت باش! شايد آن انساني را كه با ديده حقارت مي نگري مقرب ترين بنده درگاهش باشد.

gleam

چه جالب بود! بسی متأثر شدیم!

معلم روستا

سلام سرعت همیشه حادثه آفرین است.در رانندگی نمی گویم.در زندگی می گویم. داستان بسیار تفکر برانگیزی بود.دست مریزاد

سلمان

سلام مثل همیشه از زلال مطالب ات نوشیدم ودراین هوای گرم تابستان رفع تشنگی کردم امیدوارم همواره موفق وپایدار باشید.