کس به جز غصه در این خانه مرا یاور نیست.

امشب انگار، دگر زندگی ام باور نیست / کس به جز غصه در این خانه مرا یاور نیست

سوختم در طلب دست نوازشگر و لیک / دو صد افسوس که دیگر به برم مادر نیست

بی گل روی تو مادر دو جهان ویران باد / که به جز اشک زلالت به جهان گوهر نیست

ساقی و میکده و جام و قدح جمله تویی / ورنه انگار شرابی به کف ساغر نیست

پیر میخانه چه خوش گفت که در محفل عشق / آنکه مادر نپرستیده کم از کافر نیست

آنچنان داغ فراقت به دلم آتش زد / که ز جسمم اثری از رد خاکستر نیست

آسمان شبم از نور رخت روشن بود / شب تاریک مرا بی تو یکی اختر نیست

رسم و آیین جهان گر همه تقدیر و قضاست / شکوه ای از ستم این فلک اخضر نیست

مادرم رفت و نگاهش به دلم برجا ماند / به غریبی نگاهش نگهی دیگر نیست

"وارث" از دوری مادر شب و روزش به عزاست / مرهمی بر دل غمدیده از این بهتر نیست

باتشکرازراهنمایی هاوهمدردیهای مدیروبلاگ farniyaschoolآقای فرزین

/ 3 نظر / 12 بازدید
معلم روستا

سلام چقدر تاثیرگذار است این چند بیت.درونمان دگرگون شد. دست مریزاد.

آزاد

:,/. سلام دوست گرامی ، با یک مطلب جدید بروز هستم . فرصت داشتید خوشحال می شوم یک سری بزنید . پیروز باشید _-_.|\|

فرزین

با سلام شما لطف دارید استاد عزیز[قلب] مادرم... کاش می شد من از این دایره پرواز کنم مثل آن شبنم یخ بسته گل های سپید در تو تبخیر شوم...