انشا

موضوع انشای امروز راعمدا" به این موضوع اختصاص دادم تاپی به آرزوهای دورودراز بچَه ها ببرم که درلابه لای انشای آنها نهفته بود .

برای آینده خود چه برنامه وهدف وآرزویی دارید ؟

 بحث گسترده ای درکلاس بوجودآمد ،بودن کسانی که بادلسردی به موضوع نگاه می کردند .

آرزو گفت : من خیلی آرزوهاداریم ولی اگرپدرم مانع شد چی ؟

فاطمه گفت :بابام میگه زشته دختربره تک وتنها درشهرتحصیل کنه .

رقیه گفت :شاید ماکوچ کردیم شهرآن وقت می توانم ادامه تحصیل دهم .

آرزوهای این بچه هاخیلی دورنبود خیلی نزدیک بود ولی دست نیافتنی .هرحرف وسخن بچه ها مثل یک پتک برسرمن فرود می آمد .

شاگردان پنجم پارسال فقط به خاطردختربودن ازادامه تحصیل محروم شدند وتلاش من ره به جایی نبرد وامسال ترک تحصیل کردند .

یکی ازبچه هابه مزاح گفت : آقا فاطمه دکترای مغازه داری گرفته وزینب لیسانس آشپزی .

دراین میان دلم برای طفلک فاطمه  مهری می سوزد که امسال ازتهران مهاجرت معکوس کرده اند وبااینکه خیلی دانش آموز باهوشی است ولی بایداوهم قربانی فرهنگ مزخرف وغلط وتعصب ابلهانه روستا بشود فاطمه ای که اگردرشهربود الان بهترین دانش آموزمدرسه اش بود وحتی ازآن هم بالاتر.

سخن گفتن واندیشیدن برای این بچه ها دراین مجال نمی گنجد درپایان کلاس به بچه دلداری دادم .

اگرپدرانتان همت کنند (که نمی کنند) حتما" دوباره مدرسه ی راهنمایی دراین روستا احیا می شود و....

محرومیت دراین جاغوغا می کند.

/ 10 نظر / 17 بازدید
وحيد زايري

سلام محل تاسف است كه مملكت ما در اين زمانه انفجار اطلاعات و پيشرفت علوم ، چنين عقب مانده و محروم است .

باران بهاری

با سلام تبریک سال تحصصلیییی شاید در نظر اول این این محرومیت ها به نظر وحشت ناک برای اون بچه باشه اما اون قدر هم شور نیست در عوض اون لذت مادر شدن را وهمسر خانواده داشتن را بدست می یاره که اون شهری در پیری ودر شرایط غیر طبیعی با یک مدرک بدست می یاره ولدتی هماز زندگیش نداره چون در بهار عمرش فقط درس خونده من اکنون در بسیاری از روستا ها که عبور می کنم انتن ماهواره می بینم اگه اون باشه پس حتما یه کامپیو تر و اینترنت واموزش از راه دور هم هم هست

فرزین

سلام سه ،چهار ساله ما این فرهنگ غلط را ار بین بردیم البته حمایت آموزش و پرورش را نیز نا دیده نگیریم چرا که با دادن سرویس همه دختران ادامه تحصیل داده اند. روزی یه خانمی جلوم ظاهر شد و با هام احوالپرسی کرد. خیلی هم ازم تقدیر و تشکر می کرد. خشکم زده بود : زیر لب خدا خدا میکردم که این خانم کیست.که یهو برگشت و گفت من پروین (آ) هستم دانش آموز کلاس پنجم شما. خیلی خوشحال شدم دوباره شروع به احواپرسی کردم.از وضعیت درس و مدرسه پرسیدم.گفتش با همت مادرش تو یه شبانه روزی نعد از یک سال دوری از مدرسه ثبت نام کردم و الان سال سوم دبیرستان هستم تو رشته ادبیات. خیلی خوشحال تر شدم و آرزوی موفقیت کردم و خداحافظ

نفیسه رحمانیان

در عوض پاکی و بی ریایی روستایی این مشکلات هم هست

مریم

من این غم رو وقتی حس کردم که بهترین دانش آموز مدرسه از کنکور محروم شد و هنوز وقتی به خاطر میارم اشک تو چشمام جمع میشه

معلم روستا

سلام مدرسه راهنمایی دخترانه روستا ما هم به خاطر کم شدن دانش آموز منحل شده .ولی با پیگیری خود روستاییان حالا مدرسه مختلط داریم. فرهنگ را باید ساخت.یک تجربه . از روحانی محل یا امام جمعه شهر کمک بگیرید. روستاییان به حرف های این بزرگواران خیلی گوش می دهند.و از آنها بسیار تاثیر می گیرند.ما که خیلی توانستیم از آنها کمک بگیریم. درپناه حق

فرزین

سلام خواهش میکنم استاد.وظیفه هست امیدوارم چهره محرومیت با دستان پر توان شما استاد عزیزاز اون منطقه پاک شود

آ..مدیر

سلام مطالب جالب و خودمونی داری مهمتر از همه مال خودته کپی پیست نیست و این رمز نویسندگیست به ما هم سر زدی نظر بده تا از یادمون نری دبیر ریاضی

سبا-سارا

سلام[ناراحت] خيلي ناراحت ميشم وقتي اين چيزهارو ميبينم...اي كاش اونا قرباني اين حرفاي پدرو مادرشان نميشدن[ناراحت]

بیداد

آقا رحیم اشک ما را درآوردید... انیشتین می گوید: دو چیز نهایت ندارند یکی جهانِ هستی و دیگر جهل آدمی که البته در مورد اول زیاد مطمئن نیستم... امان از این مسئولین بی فکر که یکی سه هزار میلیارد تومان پول بی زبان مردم را می برد و انگار نه انگار و اینجا کودکانی هستند که به دلیل محرومیت توان درس خواندن ندارند و باز هم انگار نه انگار... روزگار غریبی ست نازنین!