بنداز پایین

صبح ساعت 7بامدادتوراه که داشتیم می رفتیم سرکار،

حسن آقامارانصیحت و سرزنش می کرد که آدم نبایدبه باغ دیگران خسارت بزند واگرصاحب باغ راضی نباشه حرام است و....

وقتی به باغ رسیدیم؛اسماعیل پریدورفت بالای دیوارباغ وشروع به چیدن گلابی وزردآلوهای شیرین.

حسن آقاکه دستش نمی رسیدوهی باپنچه بلندمی شدگفت:یکی هم بنداز پایین؛بنداز پایینخنده

/ 1 نظر / 6 بازدید
منصور

سلام رحیم جان نصیحت جالبی بود کلی خندیدم[چشمک][خنده]